باران تو ببار، که بسیار کار داری!
بار سنگین تنهایی بر پشت!
به دور و برم که نگاه می کنم همش دیواره. در به در دنبال دوست، همه ی کوچه پس کوچه ها رو گشتم تا وارد این بُن بست شدم. حالا که خوب فکر می کنم، دیوار تکیه گاه محکم تریه، البته به جای اشک، باید بهش شاشید! (17 تیر 88)
۱۰۰ درصد کار دست
ـــ مگه صنایع دستیه!؟؟؟
ـــ نه جانم! قدرت لامسه رو عرض می کنم.
از 300 صفحه کتاب و جزوه هایی که احتمالا اُستاد گفته و من ننوشتم یا نمی دونم کجا نوشتم و یا نبودم که بنویسم، صفحه ی 30 هستم! البته مولف از 8 و 9 شروع به صفحه بندی کرده و 10 صفحه ای را هم صرفِ مقدمه و توضیحات تقدیم به آنجایتان و مدتی است اهالی کامپیوتر، با بحثی به عنوان برنامه نویسی شیء گرا مواجه اند، کرده است.
ساعت، تقریبا 2:30 شبه و تا امتحان فردا حدود 5 ساعت دیگه باقی مونده. و مرا فکر اینکه، از 12 واحدی که در این ترم داشتم، با حذف فیزیک 3 واحدی تا اینجای کار و خط و نشون هام برای آینده و تصمیم اینکه این چند روزه ی تا امتحان رو حسابی می خونم و ریاضی یک رو پاس می کنم و اگه پاس کنم، فقط 6 واحد پاس کرده ام، و این همه هزینه و درد و بدبختی برای چه دیوانه می کند.
به دلیل شئونات اخلاقی قافیه ی شعر جایگزین شد.
اصطلاحات ۲: به دلیل ایراد یه نظم شعر قافیه نقطه چین شد.
دممان را بریدند!
پس از کنکور و سبیل و در تست بودن
مِی بايد و معشوق و به کام آسودن
...
خوشتر زِ عيش و صحبت و پارکِ شقایق چيست
گو مرا سبب معطلی و این همه دِق چيست
به پوستر دکتر شریعتی نگاه می کنم. خیلی وقته قصد دارم بیارمش پایین و جاش یه عکس از فردوسی، خیام، منوچهر جمالی و یا ارد بزرگ بزنم، اما گُشادی است و هزار جور کوفت و بی پولی...
به کله ی کچلش نگاه می کنم، قدری از غصه هام کم میشه.
با نزدیک شدن به ایام آزادی و دموکراسی اینجانب برنامه های خود را در راستای اهداف جامعه ای بهتر و مقابله با بحران های فجیح پیش رو ارائه خواهم داد:
بخش 2 : مقابله با بحران مذهب گریزی
برهان فطرت:
قورباغه به گونه ای آفریده شده است که میل به پشه دارد و از تشریح بیزار است.
برهان حکمت:
آیا فکر می کنید ما قورباغه را تخمی تخمی آفریدیم.
برهان عدالت:
آیا فکر می کنید جایگاه قورباغه با پشه در نزد ما یکسان است.
برهان معقولیت:
خوردن پشه نزد قورباغه معقول تر است.
امروزه آموزش غیر مستقیم، یکی از موفق ترین روش های آموزش در رده های سنی مختلف شناخته شده و در جهان امروز کاربرد وسیعی دارد. امید می رود با اتکا به قدرت اندیشه گری و نوآوری خود، بتوانیم این سبک از آموزش را در کتاب های مدارس و دانشگاهی کشورمان وارد کنیم.
این روزها حس تنفر توی ریه هایم می جُنبد، توی خودم. از لحظه لحظه هایم خسته ام، بُریده ام. خورده های اعصابم از نفسم بالا می آید و من دست هایم را به هم می کوبم، به افتخار خودم کف می زنم.
ملافه کوتاه است، پشه سمج، قوزک پایم جا مانده است، می سوزد. لابه لای ملافه، پشه و تابستان، خودم را نفرین می کنم و از میان بی قوارگی، نیش و گرما، خودم را می بینم. خودم را که با این شرایط متناسب نیستم.
این روزها همه ی آفاق و اُنس از دیدگانم، به پشه بر می گردد. به افتخارش، یک کف جانانه، مُرد.
^ وسیله ای بیش نبودم
زمان می گذرد و من در این ایام نداری، عمری دگر ز می محروم می مانم!
عمو زنجیر باف و پالون بزنن راهی میدونش كنن ... سكه یه پولش كنن ... حمومك مورچه داره، بشین و پاشو خنده داره در بیارن (شاملو)
.
.
^ می ترسم حین چرخیدن، سرم گیج بره، صبرم تموم بشه، و خلاف قوانین بازی دمپاییم رو در بیارم و بزنم توی سر یکی یکی شون. مث اون پشه ای که انقدر دور سرم چرخید، تا پاک صبرم ته کشید.
^![]()
یه دختر خوشگل و خوش اندام و پایه!!!
از ریش هایش خون می چکید. بُز پیری که بع بع اطرافیانش، مانع از شنیدن سکوتی بود که پیشاپیش خبر مرگش را می آورد.
.
.
^ او می خواهد بی اندازه و مطلق جلوه کند، با همه ی زشتی و تباهی و این درجه از فساد، شدیدا احساس پاکی دارد، شدیدا خواهان قدرت بیشتری است و می خواهد بی اندازه باشد. بی مهری، ناجوانمردی و نابینایی اش اثرات خواسته ی بی اندازه بودنش است. او فراسوی چون و چرای مردمش رفتار می کند. شاید به راستی احساس می کند، با خدای بی اندازه اش موازی است. او قدرتمندست ولی بی خردی با وجودش پیچ خورده است.